فروشگاه بیت گیمر

سبد خرید

Titanfall 2(ROW🏳)

5.00 از 5
1امتیاز
(دیدگاه کاربر 1)

۱۳۴,۰۰۰ تومان

موجودی: در انبار
تعداد:
مقایسه

با پیشرفت عجیب و روز افزونی که علم، به خصوص در عرصه فناوری های دیجیتالی و مجازی داشته است. همه ما شاهد بزرگ شدن، رشد کردن و البته بالغ شدن موجوداتی بوده‌ایم که در ابتدا، فقط و فقط می توانستند چند دستور ساده را اجرا کنند و تکان های عجیبی به خودشان بدهند. موجوداتی که به طور مطلق ساخته دست بشر بودند. وقتی کوچک تر بودیم و با سری انیمشین های تبدیل شوندگان (transformers) کلی کیف می کردیم، آرزو داشتیم ربات هایی ساخته شوند که بتوانند مثل آپتیموس پرایم (optimus prime) به جنگ بدی بروند و زمین دوست داشتنی ما را نجات دهند.
وقتی کمی بزرگتر شدیم، همگی پی بردیم که شاید و شاید با پیشرفت هر روزه هوش های مصنوعی، چیزی به خلق موجودیش شبیه به آپتیموس پرایم نمانده باشد، موجودی مصنوعی که با هوش سرشار و البته حسابگرش می تواند ناجی بزرگی برای انسان باشد. یک ناجی که ما آن را با دست های خودمان ساخته ایم. هوش های مصنوعی در ابتدا فقط با انجام دستور های ساده و البته بسیار ابتدایی شروع کردند، دستور هایی که گاهی حتی به درد انسان ها هم نمی خورد. اما با پیشرفت کردن علم، حالا هوش های مصنوعی ترسناک شده اند. می توانند تصمیم بگیرند، رانندگی کنند و از همه مهم تر، گاهی اوقات آزمون تیورینگ را هم پشت سر بگذارند. آزمونی که برای هوش های مصنوعی و کامپیوتر ها ساخته شده بود. طبق این آزمون هوش مصنوعی باید انسان و مخاطبش را متقاعد کند که واقعی است و ساخته دست بشر نیست.


شاید این حقیقتِ زیبا که ما در حالِ ساخت و تکاملِ موجودات جدیدی هستیم بسیار جالب باشد. این موجودات دوست داشتنی و معمولا آرام می توانند در کارهای روزمره و عادی ما کمک های بسیاری داشته باشند. می توانند برنامه هرروزه ورزشی برایمان تنظیم کنند، ساعات درس خواندن و استراحت ما را جوری بچینند که در کلاس ها موفق ظاهر شویم و یا حتی گاهی با جمله های عجیبی که می گویند باعث شوند از تنهایی در بیاییم.
اما طبق معمول، هر اختراعی و پیشرفتی که روی این کره خاکی پر شده از انسان ثبت شده، مثل شمشیری دو لبه عمل کرده است. شمشیری که فقط و فقط برای حفاظت از بشر و نسل در حال رشد اش کشیده نمی شود. چرا که همیشه در بین انسان ها، بسیاری هستند که فقط منافع خودشان را می بینند و هر نیروی جدیدی را که بر روی زمین می یابند در خدمت جنگ می گمارند. از فناوری های ساخت لباسه های جدید گرفته تا تکنولوژی استفاده از قدرت شکافت اتم ها، از نانو تکنولوژی گرفته تا ابزار هایی که هر روزه برای برآورده شدن بهتر آرزوی دیرینه انسان، یعنی پرواز ساخته می شوند. انسان هر چیزی را که در ابتدا برای بهتر شدن زندگی اش خلق می کند، در آخر برای نابودی زندگی از آن بهره می برد. حال تصور کنید این هوش های مصنوعی بسیار تکامل یافته که انسان ها را گول می زنند، در میدان نبردی به وسعت جهان، چه کارهای بزرگی می توانند انجام دهند. به نظر من همگی باید اعتراف کنیم که در کنار خوشحال بودن از پیشرفت علم و سرعت عجیب پیشرفت آن در سال های اخیر، ترس ناآشنا و غریبی توی دلمان رخنه کرده، ترسی که باعث می شود مدام به سرانجامِ این پیشرفت های بدون توقف فکر کنیم، پیشرفت هایی که از گوشی های موبایلِ ساده و گوشت کوبی، تلفن های هوشمندی ساخته اند که چند وقتی است حرف هم می زنند. تازه یکی از همین تلفن ها حسابی با مستر چیفِ افسانه ای خودمان رفیق است و رابطه پیچیده ای هم با او دارد.

 

حالا واقعاً این امر قابل انکار است که تمامی کشور ها از این علم نوین در صنعت ساخت سلاح و ابزار های جنگ بهره می برند؟ آن هم در روز هایی که اروپا و خاورمیانه به لطف گروه های تروریستی مدام ناامن تر می شود؟ باید گفت که بهره گیری انسان از علم در جنگ آوری غیر قابل اجتناب است، چرا که انسان به لطف خواسته هایش هیچ وقت از جنگیدن دست برنمی دارد. اما موضوع مهم تر، وظیفه ای است که هنر و رسانه در قبال این وضعیت برعهده گرفته اند. وظیفه ای خطیر و البته بسیار مهم که متاسفانه همیشه در راه پیشبرد اهداف عجیب و غریبِ تهیه کنندگان بوده است. چه بسیار بوده اند فیلم هایی که قدرت تکنولوژی و مزیت های استفاده آن در ساخت سلاح را ستایش کرده اند و چقدر زیاد بوده اند بازی هایی که با نوآوری، حتی ایده هایی بکر برای ساخت سلاح های جدید به دست ارتش های نظامی جهان داده اند، این موضوع در ذات اصلا بد نیست، اما تکلیف رسالت اساسی هنر و رسانه، موضوعی است که در این میان فراموش می شود. تکلیفی که قرار بوده در راه رستگاری بشر قدم بردارد و نه نابودی آن.

سقوط اورانوس!

حال تصور کنید، هوش های مصنوعی بسیار پیشرفت کرده ای را درون تانک های دوپای غول‌آسایی قرار بدهند، غول هایی که به خودی خود توپخانه ای مسلح از انواع سلاح ها هستند. سلاح هایی که گاهی می توانند باعث نابودی هزاران نفر شوند. یادتان هست که در کودکی تصور وجود داشتن موجودی به باهوشی اپتیموس پرایم با آن جثه عظیم و توانایی های بسیار چقدر باعث ذوق زدگی‌مان می شد؟ گذشته از فیلم های سینمایی که همیشه سعی کردند ربات های غول آسا را به تصویر بکشند، هیچ وقت حسِ خاص یکی بودن با آن جثه عظیم را حس نکرده بودیم، در تمام رسانه ها، فقط شاهد ربات هایی عظیم بودیم که به جان هم می افتادند. و اگر هم کنترل یکی از آن ها در بازی ها به دست می گرفتیم، قطعاً شاهد موجودی کند و خسته بودیم که حتی نمی توانست به درستی راه برود. کم کم آرزوی اپتیموس پرایم بودن داشت به گور می رفت که پدیده عجیب و البته بسیار دوست داشتنی Titanfall ظهور کرد. یک بازی خوش ساخت و عالی که حس پرایم بودن را به طرز عیجبی تزریق می کرد توی رگ هایمان، دیگر نه خبری از نگاه کردن به مبارزه دیگران بود و نه راه رفتن های کند و خسته کننده ربات ها. این بار تایتان های افسانه ای آمده بودند. ماشین هایی غول پیکر که توانایی های بسیاری داشتند، و ما، خلبان های همه فن حریفِ خفن تر از افسانه کنترلشان می کردیم. باید بگویم که تایتان‌فال حتی با عدم وجود یک بخش داستانی خوب هم بازی موفقی بود. یک بازی که پایه و اساس گیم پلی اش را بخش چند نفره ای ممتاز تشکیل می داد، یک بخش خوش ساخت و سرگرم کننده که توانسته بود در زمان خودش تعادل بسیار خوبی بین سرعت و دقت عمل ایجاد کند. نسخه اول بازی در سال ۲۰۱۴ عرضه شد و با این که نتوانست به عنوان یک بازی انقلابی خوش بدرخشد، اما باعث و بانی تغییرات بسیاری در پایه و اساس سبک تیراندازی اول شخص چند نفره شد. تایتان‌فال با هدف قرار دادن مخاطب های خاص، و طرفداران بازی های چند نفره، به طور کلی قید یک بخش داستانیِ تک نفره را زد و داستان نه چندان جالبش را هم در قالب همان نبرد های چند نفره تعریف کرد. داستانی که شاید برای پیشبرد و ایجاد کردن نبرد هایی عظیم بین گیمر ها کافی بود، اما هیچ وقت عطش آن ها برای کشف موضوعات جدید را سیراب نمی کرد. با وجود موفقیت بازی در نزد منتقد ها، و کسب امتیاز میانگین ۸۶، تایتان‌فال اما به سرعت فراموش شد. یک بازی خوب و انقلابی که با گیم پلی بی نظیر و خلاقانه‌اش حسابی ترکانده بود، با همان سرعتی که ظهور کرد رو به افول نهاد.

با معرفی شدن نسخه دوم از سری، سازنده ها اعلام کردند که از اشتباهاتشان درس گرفته اند و در اقدامی عجیب قصد ساخت یک بخش داستانی مفصل برای نسخه دوم را دارند، بخشی که به طور کامل نیازِ گیمر های حرفه ای را برای شنیدن یک داستان خوب در قالب یک بازی تیراندازی را ارضاء کند و در کنار بخش چندنفره و نبرد هایش یک کارخانه ساخت خاطره برایمان شکل دهد. اما موضوع مهم و اساسی در این مسئله بود که آیا، واقعاً ساخت یک بخش تک نفره و داستانی، می‌توانست باعث موفقیت تایتان های غول پیکر در بازگشت شکوهمندانه‌شان باشد؟

خیزش کرونوس

بخش داستانیِ تایتان فال ۲، شبیه یک نوزاد است، موجودی که قبل تر هم وجود داشته اما هیچ وقت چشم ما به جمالش روشن نشده بود، در همین ابتدای امر باید بگویم که این نوزاد اگرچه شبیه فرشته ها نیست، اما قطعاً از آن هایی است که حسابی با چهره زیبایش سلفی بگیرید و بخش کنید در فضای مجازی(!). داستان جالب این بازی شاید تفاوت عظیمی با بازی های تیراندازی مرسوم چند وقت اخیر داشته باشد. در حقیقت باید بگویم که تایتان فال ۲ و داستان هرچند متوسط اش، مرا به یاد شاهکار هایی مثل Brothers in Arms: Hell’s Highway انداخته است. بازیِ شوتری که تمامی عناصرش را در خدمت روایت یک داستان زیبا قرار داده بود. داستانی که فقط و فقط برپایه ارتباط انسانی و احساسات استوار می شد و الحق که چه داستانی بود. شاید داستان تایتان‌فال ۲ به اندازه بازی نام برده پربار و غنی نباشد، اما قطعاً سعی دارد پا جای پای بزرگان بگذارد و همین امر هم در میان سیل شوتر های بی مغز نسل جدید غنیمتی است به شدت ارزشمند. آن قدر ارزشمند که به طور قطع یکی از بزرگترین برگ های برنده تایتان‌فال ۲ در مقابل دیگر بازی های هم سبک عرضه شده در سال جاری است.


داستان بازی همانطور که در نسخه اول گفته شد حول محور جنگ گروه مقاومت و شورشی ها در مقابل نیرویی شیطانی و فاسد که قصد تصرف دنیا را دارد می چرخد. شاید ایده اصلی بازی و نبردی که در این میان شکل گرفته حالتی کلیشه ای و نخ نما شده داشته باشد اما سازنده ها به لطف نبوغشان از دل همین کلیشه ها رابطه ای بیرون کشیده اند که باعث سرافرازی دست پختشان شده. تایتان‌فال ۲ برخلاف ظاهر گنده و خشنی که دارد، پر است از لحظات احساسی و رابطه ای عمیق که بین دو موجود شکل می گیرد. در همان ابتدای بخش داستانی، با جک کوپر آشنا می شویم، قهرمانی که به طور خیلی خیلی مستقیم از دل کهن الگو ها بیرون آمده و از آن ها هم فراتر نمی رود، یک مرد جاه طلب و البته تا حدودی خوش قلب که هنوز چم و خم کار را بلد نیست و در حال آموزش است. همانطور که از کهن الگو های سبک برمی آید، کوپر بدون به پایان نرساندن آموزش ها پرت می شود در دل یک جنگ و نقش کلیدی ترین عنصر را هم در این جنگ ایفا می کند. پس از مرگ استاد و فرمانده اش، تایتان کلاس ونگارد (Vanguard) و بسیار قدرتمند فرمانده، در اختیار کوپر قرار می گیرد و کوپر گیج ما باقی می ماند و یک تایتان غول پیکر و البته ماموریت مخفی و مهمی که فرمانده در لحظات آخر عمرش به او داده است. جک همانطور که از او انتظار می رود در طول داستان پیشرفت می کند و تبدیل به یک مبارز قابل اتکا می شود. از سوی دیگر شخصیت هوش مصنوعی تایتان عظیم BT-724 که قبلا متعلق به فرمانده بوده، شبیه به آن موجود عجیبی است که در محافظان کهکشان حضور داشت، یک ربات گنده که هیچ بویی از کنایه و حرف های دو پهلو نبرده. تعامل این دو شخصیت در داستان واقعاً جالب از کار در آمده. BT به شدت پایبند به اصول است و جک هم معمولاً توی باغ تشریف ندارد. دیالوگ ها و تعاملی که بین این دو شکل می گیرد، هم لحظات طنز زیبایی را رقم می زند و هم باعث می شود لحظه های بسیاری غرق در احساسات شوید. اعتراف می کنم که رابطه بین جک و BT واقعاً فراتر از انتظار من ظاهر شده. البته انتظاری که از یک بازی در سبک تیراندازی در نسل هشتم می رود. این رابطه که از حد کهن الگو ها و کلیشه ها فراتر نمی رود، با وجود دیالوگ های خیلی خوب و جذاب بین دو شخصیت جان تازه ای به داستان بازی بخشیده و آن را از جهت های بسیاری با همتاهای دیگرش در سال جاری متمایز می کند.

روایت این داستان اما آنقدر که انتظار می رفت خوب از کار در نیامده، در طول ۹ چپتر داستانی، داستان با ریتم و روند خوبی روایت نمی شود و کمبود های بسیاری دارد، اما همچنان می تواند کشش لازم برای دنبال کردن بازی را ایجاد کند و از طرفی هم بستر مناسبی باشد برای تعامل مثال زدنی جک و تایتان بی اعصاب اش BT. اما نکته ای که کمی آزار دهنده ظاهر می‌شود، عدم توجه سازنده ها به شخصیت های فرعی داستان و ضعف های بسیار زیاد آن هاست. شخصیت های فرعی تقریبا شبیه به عروسک ظاهر شده اند و نقش مهمی ندارند. البته با وجود تمرکز سازنده ها بر ایجاد رابطه ای خاص بین کوپر و BT این امر قابل درک است که شخیت های فرعی چندان مهم ظاهر نشوند.
به طور کلی جز مشکلات اندک در روایت و مقوایی(!) بودن شخصیت های فرعی، داستان بازی هیچ مشکلی ندارد و یکی از بهترین داستان ها در میان بازی های تیراندازی اخیر است. و شاید بهترین بخش داستانی سال. بخشی که نشان می دهد سازنده های توانای این بازی، واقعاً به بازخورد های مخاطبانشان توجه نشان داده و از طرفی هم به قول هایشان در مورد داستان غنی وفادار مانده اند و با نشان دادن احترام به طرفدارانشان، ارزش بسیاری کسب کرده اند. آن هم در دوره ای که هر ناشری برای فروش بیشتر حاضر است دروغ بگوید، یادتان هست همین چند وقت پیش بود که یکی از سازنده ها می‌گفت بازی‌اش نامتنهای است؟ منتها وقتی منتشر شد، همه با یک آسمانِ تقلبی رو به رو شدند که برای نه تنها برای هیچ کس نبود، بلکه به درد هیچ کسی هم نمی خورد.

خشمِ پرسیوس

ریتم. در این شاهکارِ خلق شده توسط Respawn Entertainment ریتم حرف اول و آخر را می زند. ریتمی که هم در بخش داستانی و هم در بخش چندنفره مهمترین عامل ساخته شدن یک گیم پلی مفرح و البته پر هیجان است. در تایتان‌فال ۲ اصول طراحی مرحله و ساخت مبارزات به طور مستقیم از دل بازی های شوتر کلاسیک بیرون کشیده شده اند. اما ابزاره ها و زبان اجرایی این محیط ها به شدت نوین و پر از نوآوری هستند. این ترکیب عجیب باعث شده که در طول تجربه این بازی به هیچ وجه احساس خستگی نکنید. چرا که سازنده ها با نهایت دقت ریتم مبارزات را کنترل کرده و شکل داده اند.
گیم پلی تایتان‌فال ۲ به طور کلی به دو بخش اصلی تقسیم می شود. نبرد خلبان ها در مقابل خلبان های دیگر و البته نبرد بزرگ تایتان ها در مقابل هم. در بخش اول ما شاهد سرعت بسیار بسیار زیاد بازی هستیم. بازی گاهی آنقدر سریع می‌شود که حس می کنید وسط یک فیلم سینمایی اکشن گیر افتاده اید. خلبان ها با جسم های سبک و البته چابکشان، و به وسیله ابزار های شگفت آوری که در اختیار دارند می توانند در محیط بازی به طور آزادانه حرکت کنند و با انجام حرکاتی پارکور گونه مثل پرش دوگانه، راه رفتن روی دیوار ها و البته سرعت بالای دویدنشان، لحظات به یاد ماندنی و خاصی خلق کنند.
نبرد های خلبان ها به لطف وجود ابزارک های بسیار متفاوت و جدید به تنهایی می تواند بار یک بازی کامل را به دوش بکشد. نبرد هایی که هیچ مرزی نمی شناسند، در نقشه های چند نفره دیوار ها به هیچ وجه نقش مرز و یا سد را ایفا نمی کنند، بلکه تک تک دیوار ها فرصت هایی هستند که می توانند آزادی عمل بسیاری برایتان به ارمغان بیاورند. جدا از این در بخش داستانی هم وقتی کنترل جک را بر عهده دارید، در بعضی از چپتر ها امکان مخفی کاری و عبور از مناطق مختلف به صورت مخفیانه به شما داده می شود. البته در همین حالت هم می توانید تایتان خفنتان را صدا کنید و دمار از روزگار همه در بیاورید. اما مسئله مهم دقت سازنده ها در کامل کردن عناصر گیم پلی در هر بخش است. بخش خلبان ها آنقدر کامل و بی نقص است که می توانست به تنهایی یک بازی باشد.
بخش دوم اما مربوط به تایتان هاست، تایتان ها بسیار سنگین تر از خلبان ها هستند اما همچنان هم سرعت و ریتم بازی را حفظ می کنند. ریتمی که به لطف طراحی هوشمندانه نقشه ها چه در بخش داستانی و چه در بخش چند نفره، به بهترین شکل حفظ می شود. اما درون مایه این ریتم چیست؟ این ریتم خاص به نوعی طراحی شده که سرعت بسیار زیاد بازی را همراه می کند با لحظه های استراحت و آرامش که برای تجدید قوا و البته فکر کردن ایجاد شده اند. گیم پلی کلی بازی به نوعی طراحی شده که به هیچ وجه اجازه بازی کردن بدون فکر را نمی دهد. این ریتم خاص و لحظه ای به شما این امکان را می دهد که مدام فکر و برنامه ریزی کنید. کاری که لازمه اصلی مبارزات در تایتان فال ۲ است. میدان های نبرد این بازی هیچ شباهتی به سری بتلفیلد و شلوغی بیش از حد آن ندارند. در این بازی باید با نقشه و حساب شده عمل کنید، پشت هم تیمی هایتان بایستید و با همکاری روند بازی ها را به نفع خودتان تغییر دهید.

 

سازنده ها با ایجاد کردن تغییرات و بهبود های اساسی در گیم پلی کاری کرده اند که استراتژی درست و نقشه های حساب شده بیشتر از توانایی های جنگی در بازی کارآمد باشند. البته این امر به این معنا نیست که ماهیت شلوغ و پر از زد و خورد نبرد ها تغییر کرده باشد. نه! بازی فقط کمی هوشمندانه تر و دقیق تر از همتاهای شوترش دنبال می شود.
در بخش داستانی به طور کلی ۹ مرحله و ماموریت وجود دارند که همگی سرراست و دقیق هستند و حالتی بسیار خطی را دنبال می کنند، اما به لطف طراحی عالی مراحل و ریتم خوب بازی همیشه آزادی عمل در چگونگی انجام دادن ماموریت هایتان وجود دارد. از سوی دیگر به علت وجود داشتن حس پیشرفت در بازی و ارتقاء های خوب بخش داستانی کششی عالی دارد که با وجود غول آخر های کلاسیک کامل تر هم می شود. بخش داستانی زمانی در حدود ۶ ساعت برای اتمام نیاز دارد، درست است که این زمان کم و کوتاه به نظر می رسد، اما فراموش نکنید که ماهیت اصلی این بازی در بخش چند نفره اش نهفته است و همچنین با شش تا هفت ساعت گیم پلی غنی مواجه هستید. طراحی مرحله بازی به نوعی صورت گرفته که هر مرحله در عین اینکه پایه و اساس گیم پلی بازی را حفظ کرده، ماهیت و چهره ای متفاوت از دیگر مراحل داشته باشد. گاهی قرار است در میان زمین و هوا با دشمن ها مبارزه کنید و گاهی هم باید مخفیانه از خطوط دشمن عبور کنید، حتی پیش می آید که یک جا بمانید و در مقابل موج های بسیار زیاد دشمنان از منطقه ای دفاع کنید. این پویایی و تنوع در گیم پلی باعث شده که زمان کوتاه آن چندان به چشم نیاید و بازیباز را از تجربه بازی به طور کامل راضی کند. همچین بخش تک نفره بازی چند تایتان مختلف در اختیار شما قرار می دهد که در طول پیشرفت در مراحل آزاد خواهند شد. هر تایتان توانایی های منحصر به فردی دارد. از سوی دیگر همانند بخش چندنفره می توانید هر زمانی که بخواهید تایتان مورد نظرتان را فرابخوانید و بسته به شرایط از توانایی هایش بهره ببرید. تصور کنید در بین یک نبرد متوجه می شوید که به توانایی های تایتان دیگری احتیاج دارید، ما از بد روزگار وسط زمین و آسمان گرفتار شده اید، خوشبختانه می توانید همان جا، درست وسط زمین و آسمان و در مقابل چشم های اورانوس و گایا، دست به تعویض تایتان بزنید و با همین حربه روند مبارزه را کاملا تغییر دهید. از سوی دیگر سرعت بالای گیم پلی همراه با عناصر ورزش پارکور و توانایی های خلبان ها بازی بدون تایتان ها را هم لذت بخش کرده، جک مثل هر خلبان دیگری می تواند روی دیوار ها راه برود، پرش های دوگانه انجام دهد و بسیاری کار های دیگر. این موضوعات باعث شده اند که تجربه بازی حتی بدون تایتان ها هم زیبا باشد. این امر در کنار طراحی مرحله عالی، داستان خوب، باس فایت ها و ارتقاء های دوست داشتنی، بخش داستانی غنی و پرباری بری تایتان‌فال ۲ ساخته اند.

در بخش چند نفره، گیم پلی و المان ها تفاوت چندانی با بخش تک نفره ندارند، هم چنان تایتان ها و توانایی های منحصر به فردشان به کمک شما می آیند تا در مبارزاتی شبیه به بازی های سبک Moba پیروز میدان باشید. یاد گرفتن توانایی های تایتان ها و چگونگی استفاده از آن ها بسیار آسان است و به راحتی در چند ساعت ابتدایی می توانید بر تایتان هایتان مسلط باشید. اما امر مهم تر در مورد گیم پلی این است که رسیدن به درجه استادی در استفاده از تایتان ها زمان بسیار بیشتری را می طلبد، زمانی که تفاوت اساسی بین حرفه ای ها و تازه وارد ها در میدان نبرد را می سازد.
سازنده ها با هوشیاری کامل حالت های متفاوتی برای بخش چند نفره در نظر گرفته اند که هرکدام بر یکی از خصوصیات بازی تکیه دارد، مثلاً بخش جایزه بگیر ها (Bounty Hunt) که برپایه جمع کردن منابع ساخته شده است. در این حالت با کشتن دشمنان منابعی به دست می آورید که امکان ذخیره سازی در بانک را دارند، اما نکته مهم این است که برای ذخیره کردن آن‌ها باید از تایتان دلبندتان جدا شوید و با پای پیاده بروید بانک. حالا تصور کنید در بین مسیر چند آدم باهوشِ فرصت طلب به کمین نشسته اند تا داشته هایتان را غارت کنند. در همه حالت های چندنفره، بازی از تمام داشته هایش بهره می برد و بر یکی از آن ها تاکید بیشتری می کند. این موضوع باعث شده که هم از تمامی پتانسیل بازی بهره ببرید و هم تنوع بسیار زیادی را در حالت های مختلف شاهد باشید. با ارائه این فرمول موفق سازنده ها به گیم پلی سرعتی و سیالی دست پیدا کرده اند که ریتم بسیار زیبایی به مبارزات بازی می بخشد. مبارزاتی که پر از هیجان، زد و خورد، انفجار و خرابی هستند.

 

از تغییرات اضافه شده به بازی می توانیم به توانایی های جدید و هیجان انگیز خلبان ها اشاره کنیم، طبق سنت جدید تایتان‌فال ۲ هر خلبان به یک قلاب مجهز شده که به وسیله آن می تواند با سرعت بسیار زیاد در نقشه جا به جا شود و تاب بخورد، همچنین به لطف فناوری جدید لباس های نامرئی، خلبان های می توانند دست به حمله های غافگیرانه بزنند. نکته مهم در مورد خلبان ها این است که آن ها گاهی به علت سرعت بالایی که دارند حتی از تایتان ها هم خطرناک تر ظاهر می‌شوند. یکی از چالش های سازنده ها در بازی های آنلاین ایجاد کردن تعادل و البته دادن پاداش های درست به سطح های مختلف است. در تایتان‌فال ۲ با افزایش سطح می توانید به گزینه های شخصی سازی بیشتری دست پیدا کنید. همچنین به سبک بازی های چندنفره آنلاین با پیشرفت در هر سطح ارتقاء های منحصر به فردی برای خلبان و تایتان ها در اختیار شما قرار می گیرند که می توانند سرنوشت یک مبارزه را تغییر دهند. چالش دیگر پیش روی سازنده ها ایجاد تعادل در بازی با وجود سلاح های متنوع و تایتان های متفاوت است، باید بگویم که با اینکه به طور کلی ۶ تایتان کاملا متفاوت در بازی وجود دارند و سلاح های بسیاری هم برای خلبان ها و تایتان ها طراحی شده، اما Respawn Entertainment به خوبی توانسته با ایجاد کردن تعادل در گیم پلی و مبارزات، کیفیت بخش چندنفره بازی را بیش تر از قبل بالا ببرد. کنترل این سلاح های متنوع بسیار عالی هستند و با شرایط سریع بازی همخوانی دارند، سلاح ها طوری طراحی شده اند که سنگینی و وزنشان را حس خواهید کرد و به طور دقیقی توانایی نشانه گیری با آن ها را کسب خواهید کرد. از طرف دیگر یکی از موضوعات جالب توجه برای من انیمیشن های مربوط به برخورد گلوله ها به اهداف است که بسیار رضایت بخش طراحی شده‌اند.
نکته دیگر در مورد گیم پلی تایتان‌فال ۲ عدم ساده بودن آن است، در طول یک نبرد با انفجار ها، زد و خورد ها، توانایی های عجیب تایتان ها و خلبان ها رو به رو می شوید که همگی قصد کشتن شما و یا پیروزی در نبرد را دارند، این امر با توجه به سرعت بسیار زیاد بازی و حتی افزایش دهنده های سرعت که یکی از ارتقاء ها هستند واقعاً صحنه شلوغ و پر هرج و مرجی را رو به روی چهره شما بازسازی می کنند. اما نکته مهم موفقیت سازنده ها در ایجاد آرامش میان همین هرج و مرج است، آرامشی که باعث ایجاد گیم پلی هوشمندانه و متفکرانه بازی می شود.
به طور کلی باید گفت که سازنده های در Respawn Entertainment موفق شده اند با طراحی و ساخت مراحلی مثال زدنی و به یاد ماندنی در بخش داستانی، و البته ایجاد بهبود هایی جزئی اما مهم در نبرد های چند نفره، گیم پلی بازی را به شدت ارتقاء بدهند و تجربه ای منحصر به فرد میان بازی های شوتر اول شخص خلق کنند. تجربه ای که به جرأت عاری از خلل و نقص است. چرا که گیم پلی غنی بازی، اجازه آزادی عمل، تفکر و سرعت زیاد در کنار خلق صحنه های سینماتیک و اکشن  را می دهد و تجربه زنده بازی با رویاها را در اختیارمان می گذارد. یک نمونه کامل از گیم پلی سرگرم کننده و حرفه ای.

ظهور آفرودایت

وقتی حرف از فضاهای علمی و تخیلی به میان می‌آید، تقریبا هر کسی به یاد سردم‌داران این سبک و البته آثاری مثل جنگ ستارگان و یا پیشتازان فضا می افتد، آثاری که همگی پیشفرض های ذهنی ما را از فضا و موجودات فضایی ایجاد کردند. اما تایتان‌فال ۲ به طور کلی با آثار نام برده شده متفاوت است، طراحی هنری بازی بیشتر جنبه نظامی به خودش گرفته و بیشتر از هرچیزی تمرکز بر طراحی عالی تایتان ها دارد. تایتان ها موجوداتی هستند که به دست انسان ها ساخته شده اند، اما همچنان می توانند برای موجودیت انسان خطر ساز باشند. بنابراین برداشت، تایتان ها باید ظاهری مخوف برای دشمنان و در عین حال دوستانه برای خلبان ها داشته باشند، از طرف دیگر باید ظاهر فلزی و ماشین گونه این مخلوقات هم حفظ شود و همه این موارد در کنار هم باید باعث زیبایی تایتان ها شوند. از این رو متوجه می شویم که سازنده ها واقعاً چالش بسیار بزرگی برای طراحی خدایان آهنین‌شان پیشرو داشته اند.
باید بگویم که طراحی تایتان ها با تمام این تفاسیر عالی صورت گرفته، آن ها رعب آورند، دوست داشتنی اند و در عین حال بسیار بسیار طبیعی و واقع گرایانه طراحی شده اند. مانند ماشین هایی که ذره ای از روح انسان درونشان دمیده شده باشد. یکی از مثال های عالی طراحی تایتان ها قطعاً یار و دوست صمیمی ما در طول بخش داستانی یعنی BT است، تایتانی که ارتباط ناگسستنی و خیلی خوبی با ما برقرار می کند. سازنده ها واقعاً در طراحی BT سنگ تمام گذاشته اند و در تمام مدت با یک موجود دوست داشتنی اما بی اعصاب طرف هستید.
جدا از تایتان ها محیط ها هم بسیار دیدنی و عالی طراحی شده اند. نقشه های بزرگتر و بازتر این شماره در بخش چندنفره به زیبایی هرچه تمام تر ساخته و پرداخته شده اند تا تجربه عالی مبارزات چند نفره را رقم بزنند. بازی از بعد فنی هم هیچ چیزی کم ندارد و در حد قابل قبولی ظاهر می شود. تخریب پذیری محیط بازی هم در سطح خیلی خوبی قرار دارد و هیجان بسیار زیادی به مبارزات تزریق می کند. به طوری که قطعاً به این جمله ایمان می آورید : دیوار ها مرز نیستند!

 

صداگذاری بازی عالیست، و قابل تحسین، این صداگذاری بی نقص و عالی باعث شده تا شخصیتِ هوش مصنوعی BT باورپذیر و البته زنده جلوه کند. گلن استینبام (Glenn Steinbaum) برای صداپیشگی BT قطعاً وظیفه دشواری بر عهده داشته، اما به درستی از پس آن برآمده و موفق شده تا شخصیت یک ماشین را برایمان تا حدی باورپذیر کند که به عنوان دوستی واقعی، وجودش را بپذیریم. از طرف دیگر، صدای جک کوپر، خلبانِ دوست داشتنی داستان هم به شدت دلنشین و خوب است و به شخصیت پردازی او کمک بسیار زیادی کرده، شخصیت جک توسط آقای متیو مرسر (Matthew Mercer) ایفا شده است. صدای پیشه ای که سابقه بسیاری در صداپیشگی شخصیت های انیمه دارد و در پروژه عظیم FFXV هم نقش مهمی بر عهده داشته. باید گفت که هردو صداپیشه اصلی از عهده نقش‌شان برآمده اند و آن ها را بسیار باورپذیر و زنده کرده اند.
از طرف دیگر صدای گذاری محیطی بازی هم عالیست، صدای تایتان ها و برخورد های عظیمشان، انفجار ها، افکت های سوتی ریز و زیبا که توجه سازنده ها به جزییات را نشان می دهند، همگی در شکل دهی به یک اتمسفر بسیار گیرا و جذاب نقش بسیاری داشته اند. اتسمفر و فضایی که بیانگر یک جنگ واقعی در سال های دور آینده است.
موسیقی بازی هم در جایگاه خودش عالی است و شامل قطعاتی می شود که همخوانی بسیاری زیادی با شرایط و البته بخش داستانی دارند. باید گفت که تایتان فال ۲ در تمامی بخش های مروبط به یک بازی سربلند و سرافزار ظاهر شده است.

ایلیاد آخرش خوشه؟

به عنوان آخرین کلام باید بگویم که سازنده های خلاق و باهوش Titanfall 2 با پیروی از فرمولِ درستی که در بازی قبلی خلق کرده بودند، توانسته اند بازی جدیدی بسازند که از هر جهت، به طور دقیق از هر جهت بهتر از پدرش عمل کرده. آن ها با بهبود دادن نقص های بخش چند نفره، و توجه دقیق به بازخورد ها و نظرات کاربران، توانستند به گیم پلی ای غنی و پربار برسند که از نظر همه به علت سیال بودن و پویایی بسیار زیادش، در عین سرعت مثال زدنی و به شدت لذت بخش است. در کنار این بهبود های عالی، سازنده ها دست به ساخت بخش تک نفره ای زدند که حتماً بهترین بخش داستانی در بین بازی های موفقِ سبک تیراندازی اول شخص در سال ۲۰۱۶ است. سالی که از نظر اول شخص های موفق چیزی کم نداشته و این موضوع به طور قطع باری تایتان‌فال ۲ پیروزی بزرگی است، آن هم در حالی که حتی میدان نبرد ۱ هم بخش داستانی غنی و جذابی داشت. تایتان فال ۲ به معنای واقعی کلمه یکی از معدود شاهکارهایی است که در سال ۲۰۱۶ شاهد عرضه شدنش هستیم، بازی ای که نقص های بسیار کمی دارد و با دقت بسیار و البته احترام به شعور مصرف کننده اش ساخته شده. نمونه موفقیتی بزرگ برای سازنده ها و البته مصرف کننده ها.

منبع: گیم فا

 

1 دیدگاه برای Titanfall 2(ROW🏳)

  1. 5 از 5
    1امتیاز

    بازیش حرف نداره خیلی خوبه حتما بازی کنید مخصوصا انلاینش

دیدگاه خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

درحال بارگذاری ...